سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

87/9/24
7:21 عصر

بادسنج

نوشته سین شین

بسم الله

سلام علیکم


... کلی با خودم کلنجار رفتم تا دلیلی برای هدر دادن دست رنج ابوی به مناسبت خرید روزنامه ی سوء ظن ملی ( همون اعتماد ملی) دست و پا کنم، ولی در نهایت الان صاحب یک شماره سوء ظن ملی هستم.(مبارک است ان شاءالله)

از آخر به اول خواندن را خیلی وقت ها ترجیح می دهم ...شاید هم بهتر باشد بعضی جاها تجدید نظر کنم...



صفحه ی آخر: همان که روزی تفضل فرموده ملت شریف ایران را به مقام حیواناتی که برای خوش آمد اربابشان دم تکان می دهند ارتقای رتبه دادند، ستونکی دارد به نام «دماسنج» که در آن درجه ی تب و اوضاع روحی و روانیش را به استحضار  چونان منی که برای دور ریختن پولشان بهانه ی بهتری نیافته اند می رساند.

نکته ی جالب این گزارش  نوسانات روانی،  آن است که آدمی را به شدت نگران حال نویسنده اش می کند.

همان که روزی مردم را دلفین های رقصنده ی ارباب توصیف میکند این بار در هیات دایه ای عزیز تر از مادر برای شهدا ظاهر می شود و از کم کاری مسئولین در اینکه به جای مردم غزه و لبنان چرا از اسرایی که به دست گروهک جندالشیطان شهید شده اند هیچ نمی گویند گلایه می کند . اعتراض دارد که چرا دست اندر کاران مذکور اندکی اشک تمساح نثار مردمی که اینجا نیز تلویحا همان دلفینک های دوست داشتنی تنک عقل فرض شده اند، نکرده اند تا ارزش شهادت حفظ گردیده  و در رینگ  سیاست به فراموشی سپرده نشوند.!!!!

عارضم به حضور انور این حضرت علیه که اگر چه این اظهارات تنها  نتیجه ی  همان جزر و مد های آنی در حالات روحی و روانی شما می باشد و از این رو حال شما را در می یابیم و برای شما از حضرتش شفای عاجل می طلبیم ولی دانستن این نکات شاید از تبتان اندکی فروبکاهد.ان شاء الله

حرمت نهادن به خون شهید و و ارزش گذاشتن بر مقام شهادت به اشک ریختن و رو به دوربین ژست های مظلومانه گرفتن و ابراز همدردی کردن نیست . مادران و زنان و دختران شهید وقتی می بینند زنان و دختران به اسم دموکراسی و آزادی و این قبیل کلمات (که مدعیانش حتی معنای درستشان را هم نمی دانند)  خود را به عروسک های خیمه شب بازی هوس رانی هوس بازان (همان موهای بیرون ریخته که نمی دانم چرا شما تنها چند تارش را دیده اید! و چکمه و امثالهم)تبدیل شده اند وقتی می بینند پیکر پاک فرزندانشان در همین مهدهای دموکراسی به استخوان های پوسیده تعبیر می شوند و دفن آنها را در محیط علمی دانشگاه ها!مرده پرستی و خلاف اصول ! دموکراسی می دانند. وقتی میبینند فرزندانشان در چه راهی شهید شده اند و اکنون گروهی سعی دارند ان را بیراهه ی معرفی کنندکه زمان گذر از آن گذشته است . این جاست که قلبشان می شکند، تنشان می لرزد و به خدا پناه می برند...اینجاست که از هر چه ابراز همدردی ریاکارانه است منزجر می شوند و داغشان تازه می شود...

اگر درجه ی دماسنجت تب و تابت را خیلی بالا گزارش نمی کند و هنوز گوشی برای شنیدن داری این را هم برایت بگویم که آن گروهکی که تو از عملش سخت! اندوهگین شده ای هم خواهان دولت دموکراتیکی هستند همانکه از اهداف گفتمان بزرگان حضرت عالی است.آن ها هم جامعه ی مدنی را می طلبند تا راحت تر و در فضای که اختناق درش نیست! به اهداف خود برسند.

و دست آخر اینکه آدمی گرچه نسیان گر است اما به موقع همه چیز را به خاطر خواهد آورد.

                                                

...............................................................

تتمه نوشت: در پاسخ به نوشته ی «مسیح علی نژاد» با عنوان «برای سربازان وطنم» روزنامه ی اعتماد ملی روز 24 آذر 1387

..................................................................

اللهم عجل لولیک الفرج



 


87/9/17
9:21 صبح

عمل به ندانسته ها

نوشته سین شین

بسم الله
سلام علیکم
ورود به هر موضوعی به هدف تبیین آن و ارائه ی شکل نوینی از آن یا اصلاح ان و ... ملزم به داشتن یک دانش ولو نسبی پیرامون ان موضوع است . لفظ نسبی را برای این مطرح کردم که بر اساس میزان عمقی که قرار است در بررسی ان موضوع مشخص بدان دست یابیم  حداقل دانش لازم متفاوت است و منطقا با داشتن هر سطحی از اطلاعات نمی توانیم در مورد همه ی زوایا و همه ی جنبه های یک موضوع بحث و اظهار نظر  کنیم.
با این فرض می توان بدین نتیجه رسید که اگر نتوان با هر داده ای به هر موضوعی پرداخت در سطح اجراییات نیز نمی توان به عمل دست زد.
فردی را درنظر بگیرید که بدون داشتن اطلاع کافی از نحوه ی رانندگی با اتومبیل قصد رانندگی داشته باشد.قطعا این فرد که از اطلاعات کافی و یا به عبارتی دانش حداقلی در مورد نحوه رانندگی برخوردار نیست، دست زدنش به عمل رانندگی هم برای خود او و هم برای سایرین محل خطر و بروز مشکلات متعدد خواهد بود.
اگر این فرد با آزمون و خطا هم بخواهد رانندگی بیاموزد،دور از ذهن نیست که با صرف هزینه ای هرچند محدود برای خود و دیگران به این دانش دست خواهد یافت که ممکن است قابل جبران هم نباشد.مثل آنکه این فرد در حین آزمون و خطایش با فردی برخورد نموده و جانش را بگیرد.(البته دستیابی به نتیجه در روش آزمون و خطا هم محل تردید است)
از سویی دیگر جنبه ی اخلاقی اینگونه عمل کردن نیز محل بحث است به طوریکه این نوع از عمل در حوزه ای که درش  تفکر مطالعه و قور لازم صورت نگرفته تا حدی از خودخواهی و خود محورپنداری فرد ناشی می شود چراکه انسانی که برای حقوق سایرین و جامعه احترامی قائل باشد هرگز حاضر نخواهد شد آنان را به آزمایشگاهی برای آزمایش ندانسته هایش و کسب تجربه بدل کند. در حالتیکه طرفداران محیط زیست، آزمایش های زیست شناختی و ژنتیکی و غیره را بر جانورانی چون  موش و میمون و ... خلاف اخلاق انسانی و حقوق حیوانات می دانند قطعا رعایت حقوق  انسان ها به مراتب  مهم تر و حساس تر خواهد بود. چه بسا که در یک مرحله از آزمون و خطای ما زندگی فردی را برای همیشه به بیراهه ببریم.
از این رو  دستیابی به دانش لازم و کافی شرط ورود  به حوزه ی مورد نظر است. و اظهاراتی همچون ضرورت تعریف برخی اصول  و مبانی در سخنان برخی مدعین سیاسی و فرهنگی که بانیان بدعت ها و نحله هایی نیز هستند نشان گر عدم اشراف لازم ایشان در مورد مقوله ایست که مدعی اش می باشند و سعی در ترویج ان دارند.که در برابر این گونه اظهارات می توان این سوال را مطرح کرد که چگونه خود را دنبال کننده ی چیزی می دانید که هنوز از چندو چونش اطلاع درستی ندارید و از ان بدتر سایرین را نیز به پیروی از این داعیه های مبهم  و نا معلوم ترغیب می کنید؟و چگونه بر اساس ندانشته هایتان دست به عمل و حتی تصمیم گیری برای سایرین می زنید؟
.......................................................................
تتمه نوشت: -من نیز مانند سایرین و شاید غلیظ تر از برخی " وحشی گری تفاله های صهیونست را محکوم می کنم." مبادا کسی بیاندیشد که ما بلد نیستیم از این کارهای مهم و حیاتی و نافع  انجام دهیم.
.................................................................................
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن                    خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

87/9/6
8:21 عصر

انسان و خود شیفتگی هایش

نوشته سین شین

 

سنت ==»

مدرنیته ==»

پست مدرنیته ==»

پسا پست مردنیته ==» ؟؟؟

....
لابد بعد اینا دوباره از اول شروع می شه ...   سنت ، مدرنیزم و ...

یک دور ... به چه هدفی؟ برای اینکه زندگی بهتری بکنیم . ولی همه ی این راه حل ها در عمل نسخه ی شفا بخشی برای آدما نبودن. هر کدوم نقایصی داشتن که موجب شد ادما برن دنبال یه چیز بهتر، یه راه جدید

بعد این همه رشد و پیشرفت یه عده اومدن رفتن توی کوه و کمر و مثل انسان های اولیه زندگی  می کنن

آخرش چی؟

علم و تکنولوژی که حاصلش کشتن آدمای دیگه است، لگدمال کردن حق سایرینه ، از بین بردن طبیعت و در نتیجه ی نه چندان دور آن خود آدمی.... اینها نتیجه ی تعقل آدمیست بدون خالق یا بهتر بگیم آدمی که خد را محور تمام هستی می داند....

راه های حاصل تعقل بشر که به هیچ جا ختم نشد جز اینکه دوان دوان به بیراهه های تاریک قدم نهاد...

آخرش آدما نباید به ای نتیجه برسن که محدودیت های عقلی و جسمیشونو به رسمیت بشناسن ؟ و فرای خودمحوری هاشون به وجود خالقی اذعان کنن که زندگی در این جهان را به سبب اینکه ساخته ی دست خودش است خودش هم بهتر میداند و بهترین راهنمایی را باید از اوگرفت؟

همین عقلا و علما با یک حساب سر انگشتی حتی اگر در میتینگ  ها و سمینارهاشون اقرار نکن به این می رسن یا رسیدن که خیلی هم عقل کل نیستن و وجودی هست که شاه کلید دست اونه ....

پس از نو

بسم الله

سلام علیکم

...........................................................

تتمه نوشت: هر برنامه ای یه گزینه داره به اسم defaul یعنی هر چقدر دخل و تصرف کردیم حالا برگردونیم به حالت اولیه و اصلی برنامه. نمیدونم برای آدما هم این امکان هست که برگردن به تنظیمات زمان تولدشون یا نه...

پروزدگارا در زمین تحت حاکمیت صوری ادمیان چله ی تابستان برف می بارد. لایه محافظشان را دریده اند . در حالی که همه هم صدا آزادی و عدالت را هوار می کنند ،  بمب روی بمب می گذارند و به هم چنگ و دندان نشان می دهند. عدد گرسنه ها از سیر ها و پوشیده ها بیشتره علم ها به جای روشن گری همون کوسوی امیدها رو هم خاموش می کنن ... خلاصه اینجا همه چیز به هم ریخته.... وضعیت اضطراریست ... پس نیروهای کمکی ات را کی می فرستی؟

..........................................................

اللهم عجل لولیک الفرج