سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

86/4/23
7:34 صبح

تو دیگر با پا نمی رسی فکر پرواز باش

نوشته سین شین

بسم الله
سلام علیکم
برای پریدن بهتره از یه ارتفاع بپری اینجوری بیشتر اوج میگیری از رو زمینم میشه پریدا اما سختیش بیشتره
برای پریدن باید بالاتو پراتو وارسی کرده باشی وسط پرواز خسته نشی کم نیاری البته بدون بالم میشه پریدا اما بازم سختیش بیشتره
برای پریدن باید چشماتم تیز کرده باشی از اون بالا فقط با دوربین های قوی میشه مسیرو دید بدون چشمم میشه اما خیلی سخت تره
برای پریدن پاهاتم باید گوش به فرمانت باشن شاید یه جایی یه زمانی خواستی استراحت کنی روی دو تا پای لرزون که نمیشه لبه ی یه کوه بلند وایساد
برای پریدن باید حساب همه چیزو کرده باشی وگرنه پروازت زیاد طول نمی کشه این همه آدم اومدن تا آدمو پرواز بدن اما خیلی ها شون خودشون پرواز بلد نبودن به همین خاطرم شاگرداشون هیچ وقت پرواز یاد نگرفتن بعضی ها هم یه جوری بهت پرواز یاد می دن تضمینی تضمینی! لازمم نیست خیلی سختی بکشی فقط میگن دستتو بده به من تا ببرمت اون بالا.....
خیلی ها هم اصلا فکر پرواز نمی افتن شایدم اصلا نمی دونن پرواز چیه.....
ما که عقلمون حکم کرده دومی ها کم دردسرترن زودترم یاد میدن خرجشم زیاد نیست مهمتر ازهمه زودترم میرسی .....
................................................................................................................................................
ته نوشت:
-- قبل از مسافرت مستحبه آدم وصیت کنه ماهم یه وصیت وبلاگی می کنیم:
- چیزی ماترک نمی گذاریم که به کسی برسد(چی فکر کردید دیگه در حد قارونو شداد که آی کیومون پایین نیست )
_ نماز و روزه هم داوطلبانه هرکس مال خودش را بخواند ما خوشحالتریم
_ خیرات هم شب های جمعه یه کامنت عمومی برای همه از جانب ما بفرستید
_ لوگویمان را به یک بل بشوتر که البته بلبشویش را ثابت نموده باشد می دهیم.
_ از همه آنهایی که خون به جیگر ما کردن حلالیت می طلبیم (چون ما قبلش خون به جیگرشون کرده بودیم)
_از خیلی از اونایی هم که خون به جیگرشون کردیم حلالیت نمی طلبیم ان شاء الله خدا خون به جیگرترشونم بکنه
_ اونایی که حقی به گردن ما دارن (که کم هم نیستن) ببان مطالبه کنن(کیه که بده) ما اون دنیا کار خوب کم داریم نمی تونیم ازش به کسی جهت صاف کردن چوب خط بدیم.
_ بدن خاکی پاکیمونو را به هرکس که باهاش کارش راه میافته سرخود می بخشیم(از کیسه خلیفه)با این حساب کفن و دفنم لازم نمیشه بی زحمت کسی افه ی خیرات و خرج مراسمو  بدیم به راه خیرو .. نذاره
_ اگه کسی بعدها (ایشا الله که تو دنیا زیاد نمونید) اومد طرفای ما، هرجا بپرسه دارالتادیب بل بشوهای برزخ کجاست بهش میگن ما احتمالا اونجا یا نشستیم پای موعضه یا  داریم التماس می کنیم ....
_ دیگر عرضی نیست جز دوری شما که ان شاء الله زودتر دیدارها تازه گردد.

..............................................................................................................................................
رفتند اهل دل، همه با کاروان جان                          ما مانده ایم بی دل و جان،اهدنا الصراط
از شارع هوی و هوس در نمی رویم                         گاهی در این و گاه درآن، اهدنا الصراط
هردم زگوشه ای ره گم گشته ای زنند                      وای از صفیر راهزنان، اهدنا الصراط
گم گشت فیض و راه به جایی نبرد                           ای رهنمای گمشدکان، اهدنا الصراط


86/4/14
3:58 عصر

فاین تذهبون

نوشته سین شین

بسم الله
سلام علیکم

السلام علیک یا فاطمه
خانم اینجا قابل برای عرض ارادت به شما نیست می دانم اما چه کند بینوا ندارد بیش...
خیلی دلم می خواد اینجا رو با کلمات یا هر چیز دیگه ای غرق شادی کنم اما نمی دانم چرا خودم این همه که باید شاد نیستم
نمی دونم شاید باید به ایمانم شک کنم . این حسیه که تولد امام زمان هم بهم دست میده اون زمان هم خیلی دمق بودم اونقدری که همه می فهمیدن نمی دونم اونایی که از دل آدم خبر ندارن پیش خودشون چی فکر می کنن اما شما خودت که از دل فقیر فقرا خبر داری . نمیشه که الکی ادای آدمای خوشحالو درآورد اگه هم بشه من اهلش نیستم . قرآنو که باز کردم این آیه اومد: فاین تذهبون . کجا دارید می دیرید؟ کجا داری میری ؟ اینقدر این زمزمه توی گوشم تکرار شد که رفتم توی بالکن تا بلکه دیگه نشنوم اما بازم فاین تذهبون فاین تذهبون  نشستم روی زمین گفتم بابا تو که نماز می خونی روزه می گیری در کل واجباتتو نصفه نیمه انجام میدی اسم ائمه هم که میآد به قول خودت دلت قنج میره پس .... شنیده بودم که شیطون امثال منو با غرور اسیر خودش می کنه و با یه احساس رضایت از خودت همه چیزو خراب می کنی. دیگه ادامه ندادم  دیگه چیزی هم واسه مغرور شدن  نداشتم . اما اون نجوا هنوزم داشت می گفت فاین تذهبون ؟؟؟؟ فاطمه جان نمی دونم چقدراین حرفم درسته و واقعیه اما حداقل دلم می خواد که اینطوری باشه دلم می خواد فکر کنم این پیام شما بود به من و امثال منی که تو روز چند بار خودشونو جای خدا می ذارن و به کرده هاشون افتخار می کننو به خودشون مدال میدن اخطار به ماها که کجا دارید میرید؟ ایست و این جملات از وجود نورانی علی مرتضی برامون تکرار بشه که:
چه بسیار کسانی که مورد نیکی خدا واقع شوند تا توسط او آزمایش شوند و چه بسیار افرادی که وقتی خداوند گناهانشان را می پوشد، مغرور می شوند و بسا آنان که با سخن خوبی که راجع به خودشان می شنود ، گول می خورند و خداوند کسی را مانند آن که در زندگی فرصتی داشت، برای ابتلائات مختلف، امتحان نکرد.
..............................................................................................................................................
ته نوشت: - ما حالمان خوب است یعنی علی الظاهر (میریم مشهد بعدم میریم خونه خدا بعدم قراره بریم دوباره نمک گیر آقا بشیم). شما چطورید؟
-         کی میدونه برای پاهای قفل شده که پا به راه نمیدن چکار باید کرد؟ لطفا هر کی راهی بلده  زودتر بگه ممکنه دیگه وقتی راه افتادیم راهمون ندن.
-         این وبلاگم داره سر ما بازی در میاره پست می نویسیم نشون نمیده نمی نویسیم نشون میده...

 


86/4/14
10:30 صبح

فاین تذهبون؟

نوشته سین شین

 

بسم الله

السلام علیک یا فاطمه (سلام الله علیها)

خانم اینجا قابل برای عرض ارادت به شما نیست می دانم اما چه کند بینوا ندارد ندارد بیش

خیلی دلم می خواد اینجا رو با کلمات  یا هر چیز دیگه ای غرق شادی کنم اما نمی دانم چرا خودم این همه که باید شاد نیستم.

نمی دونم شاید باید به ایمانم شک کنم . این حسیه که ینمه شعبانم  بهم دست میده اون زمان هم خیلی دمق بودم اونقدری که همه می فهمیدن نمی دونم اونایی که از دل آدم خبر ندارن پیش خودشون چی فکر می کنن اما شما خودت که از دل فقیر فقرا خبر داری . نمیشه که الکی ادای آدمای خوشحالو درآورد اگه هم بشه من اهلش نیستم . قرآنو که باز کردم این آیه اومد: فاین تذهبون . کجا دارید می دیرید؟ کجا داری میری ؟ اینقدر این زمزمه توی گوشم تکرار شد که رفتم توی بالکن تا بلکه دیگه نشنوم اما بازم فاین تذهبون فاین تذهبون  نشستم روی زمین گفتم بابا تو که نماز می خونی روزه می گیری در کل واجباتتو نصفه نیمه انجام میدی اسم ائمه هم که می 
آد به قول خودت دلت قنج میره پس .... شنیده بودم که شیطون امثال منو با غرور اسیر خودش می کنه و با یه احساس رضایت از خودت همه چیزو خراب می کنی. دیگه ادامه ندادم  دیگه چیزی هم واسه مغرور شدن  نداشتم . اما اون نجوا هنوزم داشت می گفت فاین تذهبون ؟؟؟؟ فاطمه جان نمی دونم چقدراین حرفم درسته و واقعیه اما حداقل دلم می خواد که اینطوری باشه دلم می خواد فکر کنم این پیام شما بود به من و امثال منی که تو روز چند بار خودشونو جای خدا می ذارن و به کرده هاشون افتخار می کننو به خودشون مدال میدن اخطار به ماها که کجا دارید میرید؟ ایست و این جملات از وجود نورانی علی مرتضی برامون تکرار بشه که:

چه بسیار کسانی که مورد نیکی خدا واقع شوند تا توسط او آزمایش شوند و چه بسیار افرادی که وقتی خداوند گناهانشان را می پوشد، مغرور می شوند و بسا آنان که با سخن خوبی که راجع به خودشان می شنود ، گول می خورند و خداوند کسی را مانند آن که در زندگی فرصتی داشت، برای ابتلائات مختلف، امتحان نکرد.

..............................................................................................................................................

ته نوشت: - ما حالمان خوب است یعنی علی الظاهر (میریم مشهد بعدم میریم خونه خدا بعدم قراره بریم دوباره نمک گیر آقا بشیم). شما چطورید؟

- کی میدونه برای پاهای قفل شده که پا به راه نمیدن چکار باید کرد؟ لطفا هر کی راهی بلده  زودتر بگه ممکنه دیگه وقتی راه افتادیم راهمون ندن.

- تبریک این روزا برای همه اونایی که خیلی خوشحالند .واسه مام دعا کنید خوشحال بشیم.


86/4/6
8:44 عصر

اینجا بل بشویست!

نوشته سین شین

بسم الله

سلام علیکم

یه وقتایی برا خودم هم سوال پیش می آد که این اسم چیه که گذاشتی خوب تو هم مثل بقیه یه اسم درست درمون بزار روی این ننوشته ها

(اینجاست که این ضرب المثل به ذهن آدمی متبادر می شود که: نرود میخ آهنین در سنگ!)

چند بارهم قصد کردم تا خیلی دیر نشده! عوضش کنم اما نمی دونم چرا براش لگو هم درست کردم.حالا هم نمی دونم این اسم میمونه یا نه ولی علی الحساب اینجا بل بشوست.صدای ما را از اعماق (شایدم سطح) تفکرات یک مغز بل بشو می شنوید اینجا (اگر قراردادمان با صاحب خانه تمام نشود و اجل مهلت دهد) از اوضاع بل بشوی دنیا می گویم و از آنچه که دلها را و روح ها را می رنجاند از دنیایی می گویم که ساکنانش با دست خود هر روز اوضاعش را بل بشوتر می کنند. از دنیایی که اهالیش را هر روز خسته تر و وابسته تر می کند. ناامیدتر و شیفته تر. از دنیایی که می گویند «وفا ندارد»، «بازیگر است»،« مکار است، افسونگر است» اما طرفدارانی دارد که برایش از جانشان هم می گذرند. اینجا از دنیایی می گویم که همه از آن فراریند اما خیلی ها با خیال شیرین تصاحب بیشترش شب ها به خواب می روند.اینجا از دنیایی می گویم که هر روز ارادت مردمانش به امورش بیشتر می شود و روزهای جمعه از دلتنگی هایش و بی معرفتی هایش  ندبه می کنند و صلواتشان با دعا برای فرج نجات دهنده از شر دنیا تمام می شود.....

اینجا محل نمایش خروجی های مغزیست که سلول هایش بیش فعالی گرفته اند .

........................................................................................................

ته نوشت:
- از بل بشو بیش از این توقع نداشته باشید که معرفیش به جای اول وسطش باشد.
- بل بشو در زبان لری از دو بخش بل و بشو تشکیل شده بل= بگذار و بشو= بشوی که ترکیب آنها یعنی کار یا اوضاعی که آنقدر به هم پیچیده و بی سرو ته است که به البسه ای می ماند که که در حال شسته شدن است و به هم پیچیده و غیر قابل تفکیک و تشخیص است.معادل آن در ترکی قاراشمیش می باشد.(اهالی فن اگر چیز دیگری بلدند رو نمایند ما هم فیض ببریم.)
- تمایل دارم نظرات حضرات را راجع به سیر کلی و غیر کلی بل بشو بدانم. به همین جهت منت نهاده و در محلی که از پیش! جهت این امر تعیین شده نظراتتان را مرقوم فزمایید.حتی نظراتی که حتی به درد صاحبانشان هم نمی خورد روی چشم می نهم.......

......................................................................................................

یا زهرا(سلام الله علیها)