بل بشو

بسم الله


سلام عليکم


 بنده اهل مناسبت نگاري و بر حسب شرايط پست عوض کردن نيستم. اما به اين دليل که زماني چند خطي از مرحوم شريعتي نوشته بودم ترجيحا بر افاضاتم در همان زمينه تکمله اي مي زنم.



علي رغم اينکه هميشه کتب ايشان در درسترسم بوده، ولي تا قبل از دوره ي دانشجويي ،نه شريعتي و نه هيچ انديشمند ديگري فکرم را به خود  مشغول نمي کرد و تنها در اواسط دوره ي دانشجويي بود که اين موضوع برايم اهميت پيدا کرد و بر آن شدم تا براي رد يا پذيرش بدبيني ها  و خوش بيني ها نسبت به آثار دکتر دلايل محکم و درستي بيابم.
تا آن زمان از ايشان هيچ کتابي مطالعه نکرده بودم و بااين اوضاع  ، از  روحاني جواني در مورد مطالعه ي اثار ايشان سوال کردم که آيا اصلا به صلاح است آثار ايشان را مطالعه کنيم؟  يا برويم و مثبتانه فقط آثار شهيد بزرگوار و دانشمند مطهري را مطالعه کنيم و از همه ي مضراتش هم بيمه باشيم؟. شايد جواب ايشان  براي حضرات تکراري و پيش پا افتاده باشد، اما براي حقير بسيار مفيد بود و  تمام شبهاتم در اين مورد و موارد مشابه را حل نمود. خدا خيرشان دهد. ايشان در جواب گفتند:  اشکالي ندارد شما مي توانيد هر کتابي را بخوانيد ...خواندن يک چيز است و متاثر شدن از آن چيز ديگر . و اين تاثير بسته به پيشيه ي مطالعات شما دارد اگر مي خواهيد بدانيد ايشان در مورد موضوعي چه گفته ،‏خوب بخوانيد تا آگاه شويد از نظر ايشان. ولي اگر مي خواهيد بفهميد که ايشان منظورشان چه بوده و عقيده شان در اين مورد چيست بايد مطالعاتي از قبل داشته باشيد. مثلا اگر ايشان از تاريخ سخن مي گويند و تاريخ را تحليل مي کند شما مي بايستي در ان مورد مطالعه ي تاريخي داشته باشيد و اگر ايشان از مارکسيسم و اگزيستانسياليسم حرف مي زند شما بايستي اين مکاتب را به خوبي بشناسيد ....


جواب واضح بود. موضع گيري له يا عليه فرد يا نظراتش تنها بايستي در پايان مسير مطالعاتي بي طرف و همه جانبه صورت گيرد و نه از روي جو همه گير جامعه يا سوگيري هاي حزبي و ... متاسفانه بسياري از افرادي که افراطي بر ضد يا به طرفداري از ايشان و يا بسياري بزرگان ديگر موضع مي گيرند اطلاعاتشان در حد عوام هم نيست و فقط روي موج تکفير و تقديس عمومي سوار شده و به اين سو و آن سو مي روند. همان طور که استاد گرامي آقاي رحيم پور در يکي از سخنراني هايشان گفتند (با صحه بر خدمت بزرگ ايشان به انقلاب و روشن کردن ذهن جوانان و دانشجويان) مرحوم شريعتي در نظراتشان دچار اشتباهات و يا بي دقتي هايي شده اند و ما هم اصلا در زمينه ي مسائل و مباحث نظري موافق بي دقتي و ساده انگاري نيستيم. اما اين مساله احتياج به بحث و مناظره دارد و بدون مطالعه نمي توان بدان پرداخت.


 اين بسيار نگران کننده است که ما به حدي از کوته فکري برسيم که بدون دلايل محکم و مستدلي تنها به هدف تخريب شخصيت هاي علمي جامعه بپردازيم. و البته اين در موارد عکس هم صادق است که با چشمان  بسته مريد شخصي يا مسلکي و نظري شويم. متاسفانه دستاني هستند که حسب منافعشان جلوي آگاهي مردم را گرفته و با نگه داشتن ايشان در جهل و بي خبري از منافع حاصله سود مي برند. حقير تنها راه مبارزه با اين دسته افراد و همين طور دستيابي به آگاهي را مطالعه و تحقيق بي طرف و خواندن و شنيدن نظرات بزرگان در اين زمينه مي داند.


..................................................



تتمه نوشت:


 برخي دوستان بسيار هوشمندي به خرج داده و پنداشته اند که حقير منظورش از «اخويمان» در مثال آخر استحاله ي معنوي واژه ي في سبيل الله(در پست قبلي) اخوي خودمان است. دوست گرامي اين مثل است و در مثل جاي هيچ مناقشه نيست ... از شما بعيد است.


- نپخته ملا: فرديست که بدون دانش لازم، اظهار فضل و دانايي مي کند.


- اي عشق همه بهانه از توست       من خاموشم اين ترانه از توست


- پروردگارا چشمان ما را به نور معرفت روشن فرما . جوري که براي ديدن حقيقت به عينک و لنز و  امثالهم احتياجي نباشد.


.....................................................
اللهم عجل لوليک الفرج


نوشته شده در  پنجشنبه 30/3/1387ساعت  11:14 صبح  توسط سين شين 
  حضرات نظرات ()

بسم الله
سلام عليکم


امروزه روز همه به عقيده خودشان عقلشان بسيار خوب کار مي کند. همه ي عقل ها از عقل کودکان تا پيران با سواد و بي سواد متخصص و غير متخصص همه قدرت تحليل همه نوع مسئله اي را دارد. همه  هم به صحت نظراتشان ايمان دارند.
سوال : اگر براي ورود به يک مساله و طرح و بحث ان و در نهايت ارائه نظر و نقد احتياج به تخصص و شرايط مشخصي نيست پس براي چه تخصص هاي گوناگون ايجاد ميشود و هر کدام از ما هم تنها مي توانيم در تعداد محدودي از آنها متخصص شويم؟
اگر بپذيريم که ادمي مي تواند و بايد در هر زمينه اي صاحب نظر باشد پس ما عملا ادم هاي عاقلي نيستيم و يا حتي مجنونيم که کلي وقت و هزينه مان را صرف متخصص شدن مي کنيم...خود اين نوع نگرش ناقض خودش بوده و غلط است.
اما اگر حالت ديگر را بپذيريم  به راحتي و بدون توانايي و تخصص و مطالعه نمي توان در هر زمينه اي به بيان نظرات و نقد پرداخت.
با اين پاسخ روشن (که در لفظ مورد توافق همگان است)به بقيه ي بحث بپردازيم . در جامعه ي اسلامي ما بسياري از افراد کاري را انجام مي دهند که در آن هيچ تخصصي نداشته يا توانايي هاي ايشان از افراد ديگري کمتر و پايين تر است.


در مورد عواقب و خطرات اينگونه اشتغال و پر کردن فرصت ها بسياري از متخصصين و صاحب نظران بحث کرده اند و حقير قصد ندارد به اين بعد از موضوع بپردازد.
چند روز پيش طرحي به دستم رسيد که موضوعش ارتباط فارغ التحصيلان با دانشگاه و استفاده از نخبگان علمي و فرهنگي دانشگاه براي ارائه ي مشاوره به بخش هاي مديريتي بود.
عنوان طرح و موضوعش بسيار بجا و خوب بود .اما خود طرح را که مي خواندي نه ساماني در نوشتن داشت  نه توانسته بود به خوبي به موضوع بپردازد. هيچ روش روشن و مشخصي را هم دنبال نمي نمود و خلاصه  نه سر داشت و نه ته.گرچه اين طرح از طرف نيروهاي مذهبي ارائه شده بود اما بسيار خوشحال شدم از اينکه رياست با آن مخلفت کرده بود(گرچه ايشان دلاي ديگري براي ردش داشت). چرا که ناپختگي طرح و توان اندکي که براي ارائه ي صحيحش شده بود در اينده مي توانست در صورت تصويب به تشديد فضاي اليگارشي و انحصار طلبانه ي دانشگاه دامن بزد و تعداد بسياري از نيروهاي فعال و متعهد را از گردونه ي فعاليت حذف کند.
اگر اين دوست محترم در ابعاد توانايي و تخصصش طرح مي داد و سخن مي راند قطعا موثرتر، کم اشتباه تر و پخته تر ظاهر مي شد و طرحش هم به راحتي توسط مسئولين وتو نمي شد.
البته اين تنها مصداقي براي اينگونه خيالات همه فن حريف بودن است که گريبان بسياري را گرفته .اما هرچه هست بسياري از امور مردم به دست همين همه کاره هاي هيچ کاره مي افتد و ديگر انجا دانشگاه نيست که با سعي و خطاها به جايي اسيب نرسد(که انجا هم ) يک مملکت يک استان يا يک شهر با همه ي مردمش را دستخوش اظهار فضل هاي خود خواهد کرد و به همين اندازه هم حق ايشان را بر گردن مبدعانش خواهد انداخت.
اقيانوس هايي با يک وجب عمق و اچار فرانسه هاي چند شغله علاوه بر اينکه به همه ي اين مناسب و مشاغل به درستي نخواهند پرداخت که جاي بسياري نيروي فعال و توانا و نو آور را قبضه فرموده و بخش مورد اداره ي خويش را دچار رکود و اشتباهات فراوان ناشي از خودخواهي خود خواهد کرد.


..........................................
تتمه نوشت:  


-   100 هزاربار بنويس عدالت با 20 نوع خط مختلف هر بار هم با يک رنگ. همه اش هم همرات باشه اون دنيا خط مي زنن


-  به اطلاع مي رساند واژه في سبيل الله بنا به نياز روز استحاله معنايي پيدا کرده و موارد استفاده اش تغييرنموده مثال: 


من في سبيل الله اين پست را پذيرفتم وگرنه 4 ميليون تومن در ماه که حقوق نيست.
من از شما مي خواهم في سبيل الله اين کار را انجام دهي، سر ماه بايد بيلان کاري ام پر باشد.


ما في سبيل الله رفته ايم زير پرچم جمهوري اسلامي، اخويمان هم همين کار را کرد الان في سبيل الله رفته زير يه پرچم ديگه .


 فارسي را پاس بداريد.


.........................................
اللهم عجل لوليک الفرج


نوشته شده در  پنجشنبه 23/3/1387ساعت  7:6 عصر  توسط سين شين 
  حضرات نظرات ()

بسم الله
سلام عليکم
خواستم طبق روال هميشگي مطلبي پيرامون سوء استفاده برخي به اصطلاح مومنان از شخصيت امام براي رسيدن به منافع شخصيشان بنويسم که به دلايلي نشد . بل بشو است ديگر اما بهتر از آن را از زبان خود امام (رحمه الله عليه) برايت مي گذارم تا ميزان و ترازويي باشد براي محک اعمال برخي که خود را پيرو خط امام (رحمه الله عليه) مي دانند.

1- قابل توجه اناني که براي نبيره و نديده هايش  هم پست مملکتي کنار گذاشته اند.
-- از دختر ايشان نقل است که:
  « امام ما را از تصدي پست هاي حساس منع مي کردند؛ مثلا دوست نداشتند دخترشان نماينده ي مجلس شود. چون مي گفتند: «دلم نمي خواهد اين احساس و توهم پيدا شود که به خاطر منسوب بودن به من، دخترم فلان پست را گرفته است. يا مي گفتند:« ما انقلاب نکرديم که پست بين خودمان تقسيم کنيم و اصلا براي اينکه اين شايعه در ذهن مردم بوجود نيايد دنبال اين کارها نرويد. هزار جور کار ديگر هست که مي توانيد آن ها را انجام دهيد.»»(1)

2- قابل توجه انان که که از شب ها خواب لاس وگاس و کافه هاي لس آنجلس را مي بينند  و روزها براي رسيدن به آرزويشان مجاهدت! مي کنند:
  امام به دنبال قطع رابطه با آمريکا در ضمن پيامي اين چنين فرمودند:«  ملت شريف ايران! خبر قطع رابطه بين ايران و آمريکا را دريافت کردم و اگر کارتر در عمر خود يک کار کرده باشد که به خير و صلاح مظلوم است همين قطع رابطه است.»(2)

3- براي آنان که بيشتر عمرشان در افتتاح و کلنگ زني گذشت:
در باره ي پيشنهاد ديدن سد کرج فرمودند:« هر ديدني که ديدن ندارد»(3)

4- قابل توجه اساتيد محترم دانشگاه و وحوزه که کلاسشان پادگان نظاميست و روحيه علم گرايي را در دانشجو و طلبه له مي فرمايند:
در کلاس درس فرمودند: «اينجا که مجلس وعظ و خطابه و يا مجلس روضه خواني نيست که همه سکوت کرده ايد و گوش مي دهيد! اينجا کلاس درس و بحث است، خاصيت درس اين است که يکي اشکالي يا ايرادي بگيرد، اظهار نظري بکند.(در جاي ديگر:)کلاس درس که کلاس اموات نيست.(در جاي ديگر فرمودند:) بزرگي بزرگان نبايد مانع دقت و نظر دهي شما باشد.»(4)

5- قابل توجه آناني که معتقدند نبايد روي دم دشمن پا گذاشت و توي دل مردم را با خبر احتمال حمله ي امريکا و اسراييل خالي مي کند:
چون بيم توطئه ي سنگين گروهک ها و و عوامل استعمار مي رفت و در اين زمينه ها بحث و تحليل مي شد، امام در پايان لبخندي مي زدند و مي گفتند:« حداکثر اين است که بيايند همين جا که ما ايستاده ايم  ما را بکشند، اوج پيروزي و سعادت ما همين است.»(5)
مي فرمودند:« نترسيد، انسان براي اين زنده است که به لقاء الله برسد، چه بهتر که با شهادت به ديدارش نائل گردد.»(6)

سخنان امام (رحمه الله عليه) را که مي خواني براي هر کدامش چندين مصداق پيدا مي کني که کاملا به عکس عمل شده است و همه هم (من جمله بنده ي حقير) خود را پيرو راستين خط امام مي دانيم. شايد همه دنبال امامي هستيم که خواسته هايمان بر او امامت کند و هر انچه ما مي خواهيم او گفته باشد و کرده باشد. اما چه بخواهيم و چه نخواهيم امام يکيست و يکي از خصايصش هم اين است که تسليم خودخواهي هاي امثال ما نمي شود.

(1) فاطمه طباطبايي.ويژه نامه روزنامه اطلاعات:17/3/69
(2)صحيفه ي امام .12/233
(3)مصطفي کفاش زاده .برداشت هايي از سيره ي امام خميني(ره)12/111
(4)مجله ي طوبي خرداد تير1385 شماره 7
(5)پا به پاي آفتاب.4/177
(6) سرگذشت هاي ويژه از زندگي امام خميني(ره)4/14
...............................................................................................
تتمه نوشت: اگر گرافيک و صفحه آرايي بلديد و به اندازه ي يک روز در هفته فرصت داريد در يک کار با منفعت معنوي شرکت کنيد.(ما الان با اين پيشنهاد رويمان به سنگ پا مانند است)
- عزت خان تو را به خدا انقدر ارادتتان رابه حضرت امام نشان ندهيد . برنامه ي همه کانال ها شده امام ، پيام بازرگاني ، امام ، پيام بازرگاني .راستش را بگوييد خودتان چقدر مي نشينيد اين برنامه ها رو تماشا مي کنيد؟ کاش به قدر ذره اي فن تبليغ و ارتباطات بلد بوديد.
- خداوندا ما از شر دشمنان دوست نما حفظ فرما و آنجا يي که دوستان به چشممان دشمن مي ايند بي زحمت گوشمان را تابيدن بفرما (البته اگه راه ديگري نبودها)
..............................................................................................
اللهم عجل لوليک الفرج

نوشته شده در  سه‏شنبه 14/3/1387ساعت  12:37 عصر  توسط سين شين 
  حضرات نظرات ()

بسم الله
سلام عليکم


پي بردن به مسائل و معضلات چنانچه بسيار عام نشده باشد و به قولي سر ريز نکرده باشد، اول بار توسط متخصصان و دلسوزان و افراد بازکاوت مطرح مي شود و به عبارتي اولين جرقه هاي حل مسائل توسط آنها زده مي شود. قبل ازآنکه همه به اهميت مساله اي پي ببرند انها هستند که ضرورت رسيدگي به ان را مطرح مي کنند. اما طرح يک موضوع مرحله ي اول عمل است يعني پس از انکه افرادي موردي را به عنوان موضوع قابل رسيدگي مطرح کردند، گروه ديگري که مسئول و دست اندر کار در آن مورد هستند مي بايست ابعاد و زواياي مساله را شکافته و بررسي کنند و به مدد همان متخصصين راه حل هاي پيشگيري يا حل مسائل را بيابند. اهميت اين بخش از کار اگر بيشتر از مرحله طرح موضوع نباشد کمتر نيست. و هر گونه سهل انگاري ، مسامحه و يا عجله در بررسي موضوع روند کار را به انحراف مي کشاند. و در امور فرهنگي اين تهديدبسيار جدي تر بوده و تاثيرات فراوان پيدا و نهاني به جا خواهد گذاشت.
مساله ي کتاب خواني و ترويج فرهنگ آن از جمله اين مسائل است که چند سال پيش به طور جدي از سوي بزرگان ضرورت ان بيان شد (که مهم ترينشان مقام معظم رهبري بودند).  اما مرحله بررسي ابعاد و زواياي آن و سپس تصميم گيري در مورد راه هاي کتاب خوان کردن افراد جامعه دچار همان آفت سهل انگاري ، تفکر و تصميم گيري سطحي گرديد که بيان شد. بدين شکل که مي بينيم ديدگاه بازار توليد و مصرف در بحث کتاب خواني،متوليان را به توليد کننده ي کتاب، مثل مثلا توليد کننده ي تخم مرغ تبديل کرده و کتاب خوانان هم مصرف کننده ي اين کالا مثل خورندگان تخم مرغ. و همان طور که تخم مرغ تخم مرغ است و با تخم مرغ فرقي ندارد کتاب هم با کتاب فرقي ندارد و مهم عرضه ي آن به اندازه ي تقاضاي بازار است. بازراچه هاي کتاب فروشي در سطح شهر از نمودي از اين نوع تفکر مصرفي در بحث کتاب خواني است.


عمده کتاب هاي عرضه شده در اين بازارچه ها انواع طالع بيني ها و تعبير خواب و فال و آشپزي اند و در زمينه ي مذهبي نيز مفاتيح الجنان و يا فوايد صلوات و زيارت نامه ها را شامل مي شود باقي نيز کتب روان شناسي اند که براي خواننده ي نا آشنا به تئوري هاي مربوطه نه تنها مفيد نيست که خطراتي را هم بدنبال دارد.
اين بازارچه ها قرار بود کتاب را بيشتر در ديد مردم قرار دهند و با تخفيفات بيشتر افراد را به خريد ترقيب کنند. و اين عملا همان مصرف بيشتر کتاب هاي تل انبار شده در انبار انتشاراتي ها ست و با اهداف طرح که افزايش سرانه ي کتاب خواني است تفاوتي از زمين تا به اسمان دارد.


در موارد ديگر مي بينيم که با افزايش بعد تبليغاتي سعي در فروش بيشتر کتاب داردند، که اقداماتي اين چنين علاوه برانکه بر قيمت کتاب ها مي افزايد اذهان را از هدف حقيقي مطالعه که افزايش علم و معلومات فرد است به سطحي بيني ازجمله توجه به جلد کتاب و نوع چاپ ان و ... منحرف مي کند.


در نمايشگاه کتاب شاهد آن بوديم که بسياري از افراد از خريدن کتابي به جهت قيمت بالاي ان خودداري مي کردند و وقتي علت گراني ان اثر را جويا مي شدي ناشر کتب، استفاده از کاغذ سوئيسي يا روسي و امثالهم و همين طور هزينه  بالاي جلد کتاب (که بسيار شيک صحافي شده بود) را علت اصلي افزايش قيمت تمام شده کتاب بر مي شمرد و ذهن عاقل را به اين موضوع سوق مي داد که آيا با همان جلد ساده تر کاغذي و يا استفاده ازکاغذ ارزان تر نمي شد کتاب را خواند؟
متاسافه همان طور که عرض کردم سياست هاي ارائه شده در اين زمينه کارامدي لازم را ندارند و علاوه بر ان که کتابخواني را به فرهنگ تبديل نمي کنند، ذائقه ي افراد را هم به سمت اثرات سطح 3 و 4 سوق داده(همان طور که مثلا تخم مرغ خوردنش مهم است نه رنگش)و فرهنگ سطحي نگري و تفکرات غير ديني و خرافي را در بين کتاب خوان هاي گذري ترويج مي کند.
.......................................
تتمه نوشت: - يکي گفت چرا اينقدر لحن کلامت تند است؟ عارضم که گويي شما از جامعه ي گل و بلبل به بل بشو امده ايد. و شما بگوييد تعريف لحن تند و شور و شيرين چيست.(ما که الان ديگر ادم شده ايم يا داريم مي شويم الحمدلله.به پست هاي اول رجوع کنيد تا مفهوم تندي را بهتر متوجه شويد)


-در مورد کار پژوهشي از همه ي خواهران مومنه متشکريم که کاملا ما را شرمنده ي بي توجهيشان کردند.
اما براي آنهايي هم که پرسيدند: پژوهشي بود در مورد علل و عوامل پراکندگي و اوج و فرود فعاليت زنان در عرصه ي فعاليت هاي فرهنگي در دنياي مجازي (فاتحــه مع الصلوات)
- علت تاخير در به روز کردن بل بشو ، بل بشوي قطعي برق بود!
....................................


اللهم عجل لوليک الفرج


نوشته شده در  پنجشنبه 9/3/1387ساعت  5:11 عصر  توسط سين شين 
  حضرات نظرات ()

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[24/5/1387- 6:52 ع] من ، بــدون شيريني هاي شيرين
[آرشيو شده ها]